اي کاش
مي دانستي
که من
اين بي کس
اين تنها
چگونه به تو دل بسته بودم
چگونه به اميد ديدنت نشسته بودم
و چگونه مهرت را در دل جاي داده بودم
ای کاش
افسوس که نه من گفتم و نه تو پرسيدي
افسوس که نه من دانستم و نه تو خواستي که بدانم
اي کاش براي يک نفس
تنها براي يک نفس
به حرف دلم گوش مي کردي
شايد
شايد حرف دلم تو را خوشايند مي آمد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 8:33 توسط محمد جواد
|

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه ، باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبی است ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثری از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من عشقی نیست
عشقی نیست
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 9:44 توسط محمد جواد
|