
سراغ از من نمی گیری گل نازم
نمی شناسی صدای کهنه ی سازم
نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه؟
نمی دونی مگه با غصه دمسازم؟
هوای گریه داره این دل سردم
چشام گریون صدام لرزون تویی دردم
شبا تو کوچه ی پر ماتم پاییز
به دنبال چراغ خونه می گردم
برات گفتم حدیث برگ خشک و باد
لالایی قصه ی پروانه و شمشاد
سراغ از من نمی گیری نگیر اما
فراموشم نکن پروانه ی زیبا
سرود بی وفایی رو چرا خوندی؟
مگه لالایی هامو برده ای از یاد؟
نذار یادت بره پروانه ی زیبای من روزی
شده قلبی اسیر خونه ی غم ها
مرا بشناس ای با من غریبه،من اهل کوچه دلتنگی هستم
کمی پایین تر از کوچه احساس،کنار جاده یکرنگی هستم
مرا بشناس و با من همدم شو،برایم زندگی بی تو عذابه
دو راهی در کمین ماست،اری،طریق زندگی بر پیچ و تابه
مرا این سان که هستم ای غریبه بیا بشناس و با من اشنا شو
من از جنس سکوت یک بلورم،مرا بشناس یا بشکن و رها شو
مرا بشناس تا در قلب غربت،میان سینه صحرا نمیرم
مرا بشناس تا تنها نمانم،مرا بشناس تا تنها نمیرم

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو.
به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري
تو.
من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو.
من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن تا هميشه.
سلام من به یار خوب دیرینم / /که دیگر روی ماهش را نمیبینم
اگر ماهی چرا یکشب ندیدم / /شبی خوابیدمو در خواب دیدم
بگفتند او ستاره سهیل است / /اگرآنی، چرایکدم ندیدم
پیت در آسمان یا در زمینم/ /کجایی تو که خوابت هم نبینم
مرا نشناختی امید جانم؟ /درست است نازنینم من همانم
که در اعماق قلبت خانه دارم/ ویادر دیدگان تو نهانم
زحالم گربپرسی خوب دانم/ که شور و رغبتی در خود ندارم
اگرگویم ملالم دوریت نیست /دروغ است وبدان کارم صبوریست
گهی خشنود گه در غرق ماتم/ زتنهایی بگیرم زانوی غم
گهی چون جوی خشک وگه روانم /خلاصه بگذرانم روزگارم
تو از خود گو چطوری روبراهی؟ /نمیبینی مرا چه سربحالی
بدون دیدن رخسارورویم/ ویا دور از تمام هایوهویم
سراپا شادوخشنودی وخوبی؟ /ویا دلتنگ ومحزون وملولی؟
چرا دیگر به دیدارم نمیایی /نمیخواهی بیایی یا نمیدانی
که شبنم صبحگاه پرکرده جایت را/ طلوع نور پوشانده شعاعت را
اگررویت نبینم آسمان هست/ ستاره،قرص ماه وکهکشان هست
فلق بینم به یاد مویت افتم/ شفق بینم به وصف رویت افتم
ستاره آرزوداردنشیند/ به جای هردوچشمت تاببین
زمانه یکسره ناسازگارست /تمام خاطراتش ماندگارست
چه کردی با فرازوبانشیبش /چه کردی بارفیق ونارفیقش
اگرهرجای این دنیا که باشی /بخواهی روزوشب دلشادباشی
امیدت رامکن نومیدهرگز/ نشوآزردگی دوست باعث
خلاصه اختتام نامه خود/ خورم سوگند نزدخالق خود
قسم برلحظه دیداراول/ به تلخی وداع روز آخر
قسم بر حرمت ایام رفته/ قسم برعهدوپیمانهای بسته
به یادخاطرات نازنینی / که تااین لحظه در یادم نشسته
سراغ ازمعرفت ازعشق گیرم /به یادیارهستم تا بمیرم
سراغ ازمن نگیر آندم که پیرم/ ویادر دامن خاکی اسیرم
گلم!دیراست وقتت را نگیرم /زپرحرفی خودسردردگیرم
دگرحرفی ندارم تابگویم/ سلامت باشی،اینست آرزویم
فدای تو مواظب خودت باش /به یادهمره تنهاییت باش
خداحافظ عزیز نازنینم/ الهی هیچوقت داغت نبینم![]()
![]()
![]()