تبليغاتX
درد دل
 
Hand-made Ivory Beaded Lily
 
بگذراز نی
           من حکایت میکنم
    و ز جداییها شکایت میکنم
                نی کجای این نکته ها آموخته
                        نی کجا داند نیستان سوخته
بشنو از من بهترین راوی منم
راست خواهی هم نی و هم نی زنم
نشنو از نی ...نی نوای بی نواست
بشنو از دل دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه داور شود
 

هر لحظه وساعت زندگي درحال تغيير است

 

زندگي گاهی سايه وگاهی آفتاب است

 
پس هر لحظه تا جايی كه ميتوانی زندگي كن

 
چون لحظه ای كه وجود دارد شايد فردا نباشد

 
كسی كه تو را از صميم قلب بخواهد

 
به سختی در دنيا پيدا ميشود

 
پس چنين انسانی اگرجايی هست

 
فقط اوست كه از همه بهتراست

 
پس تو آن دست را بگير

 
چون آن مهربان شايد فردا نباشد

 
پس هر لحظه تا ميتوانی زندگي كن
 
چون لحظه ای كه وجود دارد شايد فردا نباشد
 
برای استفاده از سايه ی پلكهای تو
 
اگر كسی نزديك تو آمد
 
اگر صد هزار بار هم مواظب قلب ديوانه ی خود باشی
 
باز هم قلب تو به تپش در خواهد آمد
 
ولی فكر كن اين لحظه ای كه هست
 
داستان آن شايد فردا نباشد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 10:56  توسط محمد جواد  | 

شب سردي است, و من افسرده. راه دوري است, و پايي خسته. تيرگي هست و چراغي مرده. ميکنم تنها از جاده عبور: دور مانند ز من ادمها. سايهاي از سر ديوار کذشت, غمي افزود مرا بر غمها. فکر تاريکي و اين ويراني بي خبر امد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهاني. نيست رنگي که بگويد با من اندکي صبر,سحر نزديک است: هر دم اين بانگ بر ارم از دل: وااااااي, اين شب چقدر تاريک است! خندها کو که به دل انگيزم¿ قطرها کو که به دريا ريزم¿ صخرها کو که بدان اويزم¿ مثل اين است که شب نمناک است. ديگران را هم غم هست به دل, غم من, ليک ,غمي غمناک است..............................................................من آن ناخوانده آوازم...صداي زخمي سازم...به دنباله صدايم باش...براي تو اگر رازم...من آوازه بيابانم...صداي بغض بارانم...غمي دارم که ميخوانم...من آن درياي دل بازم...که با ساحل نميسازم...من آن آئينه پردازم...ميان دست و آوازم...مرا از بودنم بشناس...که قسمت کرده ام با تو...مرا که خود نميدانم...در آئينه منم يا تو...به من از من شکايت کن...مرا از من حکايت کن...از اين درياي دلتنگي...به يک جرعه قناعت کن...صداي زخمي سازم...نه پايانم نه آغازم...براي گم شدن در عشق...تو را کم دارم...آوازم...هواي ابر پائيزم...به آسمان نميبارم...ولي با تو فقط با تو...هزاران گفتني دارم...مرا از قصه ام بشناس...که با تو قصه ها دارم..صداي بغض بارانم...مرا بشنو که ميبارم...من آوازه بيابانم...اگر از عشق ميخوانم...به دنباله صداايم باش...که بيهوده نميخوانم...ميان دست و آوازم...دل آئينه پردازم...مرا پيدا کن و بشناس...براي تو اگر رازم...به من از من شکايت کن...من و از من حکايت کن...دلم درياي آواز است...از اين دريا شکايت کن...... ...........................................................................

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 8:52  توسط محمد جواد  | 

 

روزهاي رفته ام يادش بخير 
 لحظه هاي سبزیادش بخير
پشت اين درها که يکسر بسته است
دستهاي بي پناهم خسته است
وسعت غمهاي بي پايان من
ابي چشمان سرگردان من
شدت غمها مرا ديوانه کرد
 از کنار دوستان اواره کرد
درکنارم بي کسي ها لانه ساخت
روزگارم را چو قلبش تيره ساخت
سر به زيرورو به راه وبي خيال
ميروم با ارزوهاي محال
ارزوهايم شبيه يک حباب
مثل نرگسهاي پرپر روي اب
بي خيال از سيلي باد سحر
مي برم من زورقم را پيشتر
استعانت دارم از درگاه حق
چشم وها ذوختم به اميد فلق
اه اينجا بوي زندان ميدهد
بوي يک غربت بيا بان ميدهد
اشنا بارنج و درد اي اشنا
شعله اي درشام سرد اي اشنا
لحظه ای دستم به دستانت بگير
اي که ميداني زدنيا خسته ام
بر نگاهم باز لبخندي بزن
در دلم از عشق پيوندي بزن
 
 
 

به اندازه تموم موهاي سرم دوستت دارم.
به اندازه تموم موهام بهت وفادارم
هر بار كه موهامو شونه مي كنم يادت مي افتم
شناختي؟
منم ديگه! حسن كچل!!!

 
 
يه روز تو كافي نت بودم كه تو بهم پي‌ام دادي
يه روز تو با من چت كردي، فرداش آي‌ديم رو هك كردي
بگو برات من چي بودم؟ يه friend مجازي؟
كهنه شدم رفتي حالا دنبال دوست تازه‌اي
رفتي و پي‌ام دادي از هك كردنم ملالي نيست
رفتي با يكي ديگه چت كردي هيچ خيالي نيست
يه روزم نوبت من ميشه بهت پي‌ام بدم
ببيني كه هكت كردم، تو ليستم اصلا add اي نيست
 
 
 
اين زمونه سيستم گرونه
همه مي‌خوان كانكت بشن اما چگونه؟
رفته محبت، هك شده عادت، كجا gf كجا bf كجا يه همدم؟
گلي تو دنيا login نميشه
دنيا رو سرچش بكني پيدا نميشه
 
 
 
 
روز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!
 
 
 
 
 جون ميده با تو بريم ماهي‌گيري!
- چطور؟
- آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره!
 
 
آرزو دارم عمرت مثل دستمال كاغذي دستشوپي باشه
سفيد و مفيد و دراز
 
 
 
 

گنجشكه از خيابون مي پريده كه يه دفعه محكم مي خوره به يه موتوريه
موتوريه هم برش مي داره مي بره خونه مي ندازه تو قفس تا به هوش بياد . وقتي گنجيشكه به هوش مي ياد يه دفعه جيغ مي زنه و مي گه : واي موتوريه مرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 
يه گوسفنده اكس مي زنه مي ره بيرون و داد مي زنه تاكسي در بست كشتارگاه
 
 
آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 11:25  توسط محمد جواد  |