من به غير از تو نخواهم 

چه بداني چه نداني
از درت روي نتابم 

چه بخواني چه براني
دل من ميل تو دارد 

چه بجوئي چه نجوئي
من كه بيمار تو هستم 

چه بپرسي چه نپرسي
جان به راه تو سپارم 

چه بداني چه نداني
مي تواني به همر عمر دل من را بفريبي
وربكوشي ز دل من بگريزي نتواني
دل من سوي تو آيد 

بزني يا بپذيري
بوسهات جان بفزايد 

بدهي يا بستاني
جاني از بهر تو دارم 

چه بخواهي چه نخواهي
شعرم آهنگ تو دارد 

چه بخواني چه نخواني

مي دونم ميخواي بري منو تنها بزاري
مي دونم چشات ميگن ديگه طاقت نداري
مي دونم خسته شدي مرغ پر بسته شدي
ديگه تو بال و پري واسه پرواز نداري
مي دونم دست نو نيست رفتن و پر زدنت
اخه اگه با تو بود من بودم همسفرت
مي دوني رفتن تو توي تقدير منه
گريه هاي بي صدا سهم فرداي منه
مي دوني مال منه همه جدائيها
همه غمهاي دنيا همه تنهائيا
مي دوني اشكاي من مثه بارون مي بارن
آخه تو كه نيستي ديگه مانع ندارن
نویسنده : مهدی
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 8:41 توسط محمد جواد
|
وقتي بارون سر ميگيره قلب من آروم ميگيره
خاطرات با تو بودن دوباره جون ميگيره
پشت ابراي خيالم تو رو لرزون ميبينم
تو رو در انتظارم زير بارون ميبينم
بزن بارون بزن بارون سراپا خيس خيسم كن

بزن بارون بزن بارون عطش دارم تو سيرم كن
جون پناهم زير بارون دستاي گرم تو بود
گر تو رنجيدي از اين عشق گناه من نبود
رفتي و عمري گذشته ولي بي تو گذشت
رفتي و قلبي شكسته به دست تو شكست
بزن بارون بزن بارون سراپا خيس خيسم كن

بزن بارون بزن بارون عطش دارم تو سيرم كن

چرا ابرا نمي بارن خبر از تو نميارن
چرا اين خاطرات تو منو تنها نميزارن
نويسنده : مهدي
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 8:23 توسط محمد جواد
|
سلام
من یه مدت نمی تونم بنویسم زحمت نوشتن رو اقا مهدی می کشن البته اگه قبول بکنه چون اون هم درس داره و باید به درساش برسه
خلاصه کسی که به ما سر نمی زنه اما این چند دوست که هستن ازشون التماس دعا دارم
همتون موفق باشین
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:55 توسط محمد جواد
|
سرگرمی تو:
شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمیاد:
اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم:
تو ببین باز چه جوی پای این همه قول و قرارامون من نشستم
نشکن دلمو:
به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز
نگو بی خبری:
نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری:
نگو نمیدونی وقتیکه نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
دیونه نکن:
دلمو آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز
نگو بی خبری:
نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری:
نگو نمیدونی وقتیکه نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
نویسنده: مهدی
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 12:25 توسط محمد جواد
|
|
|
|
|
|
|
يك سگ با دخيل شدن به حرم امام رضا (ع) در چند متري ضريح زانو زد ، سرش را به سنگهاي حرم چسباند و شروع به گريه كرد
28 آبان - خبرگزاري انتخاب، ماجراي شگفت انگيز ورود يك سگ گله و غير ولگرد به حريم مقدس ثامن الحجج در روزهاي مياني هفته گذشته زائران حرم امام رضا (ع) كه مشغول زيارت در پايين پاي مبارك بودند ار شگفت زده كرد.
 به نقل از شاهدان عيني و فيلم و عكس تهيه شده توسط دوربينهاي مداربسته حرم، در روزهاي مياني هفته گذشته ، زائران حرم امام رضا (ع) ناگهان با سگ سفيدي مواجه شدندكه تا چند متري ضريح مطهر ، پيش آمده بود و به صورت ويژه اي سرش را در درست مقابل پايين پاي مبارك روي زمين گذاشته و با صداهاي عجيب، گريه مي كرد.
بنابراين گزارش، پس از آنكه يكي از دربانها با سگي مواجه شد كه بدون سر و صدا و سري پايين افتاده، قصد ورود به حرم رضوي را داشت، از ورود او به حرم جلوگيري مي كند.
خود دربان در اين مورد به «انتخاب» مي گويد: باورم نمي شد كه اين سگ چگونه به اينجا آمده و با هيچ مانعي رو به رو نشده است.سگ وقتي به طرف من آمد به شكل ارامي و فقط با كلمه "برو" سرش را برگرداند و بدون مقاومت از آنجا دور شد.
سگ ياد شده اينبار با ورود به پاكينگ ويژه ، وارد محوطه مي شود و با مخفي كردن خود در كنار يك كمپرسي حامل سنگ (انطور كه در تصاوير دوربين مدار بسته ديده شده) ، خود را به صحنآزادي مي رساند.
اين سگ با ورود به داخل صحن به هيچ وجه از روي فرشها عبور نمي كند و به شكلي هيچ كس متوجه نمي شود (اما دوربين ها آن را ضبط كرده اند) در حالي كه به شكلي شگفت آور پشت به ضريح نمي كند، تا دو سه متري ضريح مطرح پيش مي رود.
اين سگ در دو سه متري ضريح زانو زده و سرش را به سنگهاي حرم چسبانده و با درآوردن صداهاي عجيب ، شروع به نوعي گريه و مي كند، به طوريكه خدامي كه در اطراف اين سگ پس از ساعتي حلقه مي زنند سر سگ ياد شده را خيس از اشك تعريف مي كنند.
پس از ساعتي يكي از زائرين سگ را مشاهده مي كند و خدام را خبر مي كند.خدام پارچه اي را روي گردن سگ انداخته و با پهن كردن پارچه برزنتي از سگ مي خواهند كه روي برزنت برود.سگ نيز به آرامي روي پارچه مي نشيند و اجازه مي دهد كه خدام شگفت زده، او را به داخل صحن هدايت كنند.
بنا بر گزارش خبرنگار خبرگزاري «انتخاب»، سگ ياد شده به دستور مقامات براي نگهداري به مزرعه ويژه آستان قدس رضوي منتقل شد.
خبرنگار ما اضافه مي كند كه ماجراي شگفت انگيز اين سگ، چند روزيست كه بحث داغ مردم و زائران حرم امام رضا (ع) است.
شايان ذكر است «انتخاب» بجز اين عكس به تصاوير و بخشهايي از فيلم اين ماجرا دست يافته كه آنرا طي چند روز آينده منتشر خواهد ساخت.
| |
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 10:42 توسط محمد جواد
|