بنام عشق

آسمان امشب به حالم مویه کن
آتشی افکنده عاشقی بر حاصلم
گریه کن در مجلس ختم دلم
گریه کن ای عشق روحم تیر خورد
شانه احساس من شمشیر خورد
شوخ چشمی بی شکیبم کرده است
با خودم حتی غریبم کرده است
شوخ چشم است و دلم در چنگ اوست
هر چه هست از جشم پر تیرنگ اوست
او که میگویند پشت خوابهاست
دختر فرمانروای آبهاست
او که میگویند خویشاوند نزدیک گل است
شرح احساسات سبز بلبل است
او شبی آمد مرا دیوانه کرد
او مرا یک باغ بی پروانه کرد
امد و بر بام روحم پر کشید
از سر پرچین قلبم سر کشید
آمدو من پیش پایش گم شدم
از جنون ورد لب مردم شدم

مثل شمع بزم آبم کردو رفت
عشوه ای کرد و خرابم کرد و رفت
رفت و کوه طاقتم را باد برد
یوسف امید من در چاه مرد
ای دل شوریده مستی میکنی
باز هم شبنم پرستی میکین
رام هر کس کی شود آهوی دشت
ای دل بیچاره دیدی بر نگشت
بعد از این زهر جدائی را بخور
چوب عمری بی وفادی را بخور
من که گه گفتم ای دل بی بند و بار
عشق یعنی رنج یعنی انتظار
عشق خونت را دواتت میکند
شاه باشی عشق ماتت میکند
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل
ای کاش میدانستم پس از مرگم :
اولین قطره اشک را چه کسی برایم خواهد ریخت
و
آخرین کسی که مرا از یاد خواهد برد کیست؟
نویسنده: مهدی![]()
![]()
![]()

ــــــــــــ
ای تو جاری شده در قشنگترین دقایقم
ای تو با من آشنا ناجی قلب عاشقم
ای تو پیدا شده درلحظه ی انتخاب ِ دل
ای تو در سکوت شب ، بهار ِ پائیز دلم
کسی مثل تو، تو حرم ِ نفسم جاری نشد
کسی جز توبه سرم دست ِ نوازش نکشید
کسی مثل ِ تو منو به ظلمت ِ شب نـَسِـپُرد
کسی قلب ِ منو مثل تو به آتیش نکشید
به آتیش نکشید
هیچکی هستی ِ منو مثل تو از من نگرفت
کسی مثل تو منو اسیر تنهای نکرد
کسی مثل تو برام آیه ی تاریکی نشد
کسی مثل تو به من حلقه ی نابودی نـَزد
عاقبت عشق دورغی و فریبندی ِ تو
منو تا مرز بد ِ لحظه ی بدنامی کشید
من هنوز دوزخی عشق ِ دورغین ِ توام
از تواین تشنه تن ِ خسته به انتها رسید
تو را با اشک خون از دیده بیرون راندم آخر
که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب آرزو ها را
به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را
مگو با من مگو دیگر مگو از هستی و مستی
من آن خودرو گیاه وحشی صحرای اندوهم
که گلهای نگاه و خنده هایم رنگ غم دارد
مرا از سینه بیرون کن ببر از خاطر آشفته نامم را
بزن بر سنگ جامم را

مرا بشکن مرا بشکن
کنون کز من به جز مشت پری بر آشیان مانده
و آهی زیر سقف آسمان مانده
بیا آتش بزن این آشیان این بال و پرها را
تو را راندم
ولی هرگز مگو با من که اصلا معنی عشق و محبت را نمیدانم
که در چشمان زیبایت من نقش غم و دردت نمی خوانم
تو را راندم
ولی آن لحضه گوئی آسمان میمرد
جهان تاریک می شد کهکشان میمرد
درون سینه ام دل ناله میزد
بازکن از پای زنجیرم به دامانت بیاویزم
به او با اشک خون گویم
در این دنیا بمان بی من برای دیگری سرکن نوای عشق و مستی را
بخوان در گوش جان دیگری آواز هستی را
تو ای تنها امید من
بی من از آن لحضه های عشق بی فرجام بگذر
مرا یکدم بیاد آور
بیاد آور که میگفتم
بیا امید جان من بیا تن را زقید آرزوهایش رها سازیم
بیا تا با نگاهی عاشقانه عشق را جاودان سازیم
بیاد آور که اکنون بی تو خاموشم زخاطره ها فراموشم

نویسنده : مهدی
من ديوونه رو باش كه نفهميدم تو بي رحمي
تمام مشكلم اينه كه حرفامو نمي فهمي
منو باش كه نفهميدم تو بي ذوقي بي احساسي
دروغ بود اينكه مي گفتي تو هم محو گل ياسي
من ديوونه رو باش كه شكستم با شكست تو
تو چه مردابي افتادم يه عمره با دو دست تو
من ديوونه رو باش واسه تو گريه مي كردم
تو رو باش كه نفهميدي تو شعرم گم شده دردم
من ديوونه رو باش كه به پاي چشم تو سوختم
ولي بعد يه كم بازي تو با من بد شدي كم كم
من ديوونه رو باش كه واسه عهدت قسم خوردم
باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ،واست مردم
من ديوونه رو باش كه به اخماي تو خنديدم
همش يك گل تو باغچم بود اونم آخر واست چيدم
من ديوونه رو باش كه به خوبيم عادتت دادم
شكستي قلبمو اما نديدي رنگ فريادم
من ديوونه رو باش كه واست روزامو سوزوندم
خوشي رو تو خودم كشتم ، ولي با چشم تو موندم
من ديوونه رو باش كه كشيدم ناز چشماتو
چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو
من ديوونه رو باش كه خيال كردم تو مجنوني
تو حتي اسم مجنونم ، نه آوردي ، نه مي دوني
من ديوونه رو باش كه قد دنيا دوست دارم
نه اما من دوست داشتم حالا كه از تو بيزارم
من ديوونه رو باش كه واست خوندم چه قد ساده
تو حرف عاشقونم رو شنيدي ، حاضر آماده
من ديوونه رو باش كه نشستم منتظر ،رسوا
زدي تو زير قولاتو ، گذاشتي باز منو تنها
منو باش كه نفهميدم منو ديگه نمي خواستي
چه قدر ديوونه اي راستي ،چه قد ديوونه ام راستي
منو باش كه با يه آهنگ مي خواستم مهربونتر شم
زدي تير و توي ذوقم نداشتي حوصله بازم
من ديوونه رو باش كه تو رو عاشق حساب كردم
چه قدر ديوونه تر چون باز ، تو رو اينجا خطاب كردم
من ديوونه رو باش كه ،درسته خيلي ديوونم
جهنم مي رم اما نه ، كنار تو نمي مونم
اينم يه نامه ي ابري ، به امضاي يه ديوونه
فقط بيچاره اون كس كه ، يه عمر با تو مي مونه
1. راز عشق در تواضع است .
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.
2. راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،
با احترام به نظریاتش گوش کن .
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .
3. راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید .
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .
4. راز عشق در این است که
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند ،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،
لبخندی از روی محبت .
نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.
5. راز عشق در این است که
رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را
بکار که زیبایی بروید .
ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا
غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .
برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .
6. راز عشق در خوش مشربی است .
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن
نیت باشد ،نه نیشدار .
7. راز عشق در این است که
حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .
آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نیست ؟
8. راز عشق در این است که
مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،
و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .
با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .
قلبت را آرام کن .
تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها
را آنگونه که هستند ، در یابی .
9. راز عشق در این است که
طرف مقابلت را تحسین کنی .
هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را
می داند ،از تحسین غافل نشو .
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
بگویی : دوستت دارم .
گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر
است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
10. راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .
11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است
برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،
سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود
تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .
اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن
صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .
12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،
زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،
مثل آن است که
پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی
و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.
13. راز عشق دراین است که
از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ،
زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن
که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند
نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .
14. راز عشق در این است که
حس تملک را از خود دور کنی .
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .
شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب
استفاده کند.
15. راز عشق در این است که
شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی
حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود .
همه چیز را همان طور که هست بپذیر ،
تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است :
نقاط قوت را تقویت کن ،
و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح .
هرگز سعی نکن با سوزاندن ،
جلوی خونریزی زخم را بگیری .
16. راز عشق در این است که
هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که
طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است .
در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده
از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .
17. راز عشق در این است که
وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز خودت
برای بیان آن فکر نکنی ،
بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی .
اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن
تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند .
18. راز عشق در آرامش است ، زیرا
آرامش باعث تکامل عشق می شود .
عشق ، هوای نفس و احساست شدید نیست .
عشق انسان ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی
است خداوندگار آرامش کامل است
19. راز عشق در این است که
در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ،
تا همواره علی رغم همه اشتباهات ،
تشنه رسیدن به کمال باشید ،
چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ،
سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .
20. راز عشق در این است که
محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی
میان دو انسان شود
سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است
بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .
21. راز عشق در این است که
به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای لذت
نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست .
هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود
و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ،
خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند .
عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار
میکند ،نه در لذت جویی .
22. راز عشق در مراعات حال دیگری است .
هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی ،
کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .
23. راز عشق در این است که
جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .
جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که
از دیگری دریافت می کنی .
این نیرو تنها با بخشش رشد میکند .
24. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است .
نگذار که روزمرگی ها
مثل سیم های کوک نشده ساز ،
نغمه زندگی عاشقانه تان را
به نوایی غم انگیز تبدیل کند .
25. راز عشق در این است که
در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با هم تنها
باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید .
لازم نیست برای سرگرم شدن حتما
از محرکات خارجی استفاده کنید .
قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید
تا بتوانید خودتان باشید .
26. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید .
مایع عشقتان را طوری نگه دارید
که بتوانید گودالهایی
را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی.
27. راز عشق در این است که
به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید
و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .
28. راز عشق در استواری است .
در فصول مختلف زندگی ،
عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ،
مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر
و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،
که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دو
ر آن گردش کنند.

كن : براي خوشبخت زيستن بايد موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم نه اينكه در انتظار آن باشيم .
بودا : هيچ كس جز خود ما مسئول بدبختي و خوشبختي هاي ما نيست .
ابراهام لينكلن : هر كاري را كه تصميم به انجام آن گرفتيد , نصف آن را انجام داده ايد .
ناپلئون : خونسردي بزرگ ترين صفت يك فرمانده است .
حضرت محمد (ص) : حربه ضعيفان شكايت است .
ولتر : كسي كه از مرگ ميترسد از زندگي هم ميترسد .
حضرت علي (ع) : بلند پايه ترين مردم در خرد و انديشه كسي است كه خود را از مشورت بي نياز نداند .
ون گوك : كسي كه رحم و محبت مي آفريند , زندگي خلق ميكند .
كنفسيوس : به جاي اين كه به تاريكي لعنت بفرستيد , يك شمع روشن كنيد .
ناپلئون : بهترين شكل حكمراني , سلطنت بر قلوب است .
گاندي : شايد ثمره كلام دلنشين را كه امروز بر زبان مي آوريد فردا بچشيد .
حضرت علي (ع) : آن كه تواناتر است آسان تر مي بخشد .
ابراهام لينكلن : تنها شجاعت گام نهادن در راه باعث مي شود تا راه خود را بنمايد .
حضرت محمد (ص) : داناترين مردم كسي است كه از مردم نادان فرار كند .
سعدي : دل دوستان آزردن , مراد دشمنان برآوردن است .
حضرت محمد (ص) : پدرت را مراعات كن تا پسرت تو را مراعات كند .
ويلبر رايت : آينده را قضا و قدر مي سازد و اميد و تلاش تو آن را مي گذراند .
حسين رحمت نژاد : اگر افكار خود را پريشان رها كنيم , به دنبال زشتي ها و پليدي ها مي رود .
مثل چيني : هر سفر هزار فرسنگي با يك گام شروع مي شود .
مثل بلژيكي : دشوارترين قدم , همان قدم اول است .
ناپلئون : شجاعت حقيقي در غلبه بر سختي هاي زندگي است .
افلاطون : ناتوان ترين مردم آن كسي است كه نتواند راز خود را نگه دارد .
بيكن : براي خوشبخت زيستن بايد موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم نه اينكه در انتظار آن باشيم .
آندره ژيد : بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه بدان مي نگري .
لابروير : براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي رود هيچ راهي دور نيست .
ديل كارنگي : عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان كوچك آشكار مي شود .
آبراهام لينكلن : درجه سعادت اشخاص به ميل خود آنها بستگي دارد .
منتسكيو : انسان مانند رودخانه است , هر چه عميق تر باشد آرام تر و متواضع تر است .
بزرگمهر : تقدير , ارباب مردمان ترسوست و برده مردمان شجاع .
ناپلئون : نا اميدي نخستين گامي است كه شخص به سوي گور برمي دارد .
مثل آفريقايي : حقيقت تلخ بهتر از دروغ شيرين است .
شكسپير : غرور , روشن ترين نشانه بلاهت است .
مثل چيني : مردي كه كوه را از ميان برداشت , مردي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد .
برناردشاو : مردي كه در نبرد زندگي مي خندد قابل ستايش است .
كارلايل : هر كار بزرگ در آغاز محال به نظر ميرسد .
ناپلئون : مقصرترين مردم كساني هستند كه روح مايوس دارند .
گوته : كسي كه داراي عزم راسخ باشد جهان را مطابق ميل خود عوض مي كند .
ناپلئون : بين پيروزي و شكست يك قدم بيشتر فاصله نيست
1- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند
3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند
7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند
11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست
12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق
15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"
17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند
18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"
19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند
25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم
27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید
30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
اين مقاله را زياد جدي نگيريد!!!
قربان شما مليحه
واسه کسی که خیلی دوستش دارم
مهربان من تقدس نگاه هایت را می ستایم ،
به بلندای بلندترین عرش کبریایی ذهن کوچکم ،
به وسعت بزرگترین حرم عشق وامیدی که تو مرا داده ای ،
مهربان من ،
دستهای مهربانت مرا زندگی می دهد ، وعشق را ،
یاس های سپید روی زلف های افشانده ات ،
امیدهایم را به تسخیر زیبا ئیش در آورده ،
فکرهای کوچکم را در باغچه ی نگاهت خواهم کاشت ،
تا رشد کند ،
و فردا از دیوار کوتاه تخیلاتم بالا برود ،
تکیه کند به امیدواریم به تو،
وقصه ی دروغین غرور را از ذهن نیلوفرها بزداید،
مهربان من ،
دست های ناتوان عشقم را بگیر ،
پای رفتن تا عمق سکوت زیبایت را تو به من هدیه کن ،
وفردای زیبای ذهن شاپرک را تو در نگاه گل به تصویر بکش
دوستت دارم های پنهانیم را در لبان چشمه می کارم ،
تا شاید چشمه بجوشد ،بغرد
و به تو برساند پیام مرا این چنین
مهربان من ،دوستت دارم
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد .
دوري ، عشق را شدت ميبخشد و نزديكي ،قوت .
پيري مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودي مانع از پيريست .
هرگز ندا نستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم .
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم .
عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم .
درحساب عشق يك +يك مساوي است با همه چيز و دومنهاي يك برابرهيچ .
عشق چيزي جزيافتن خويش در ديگران و شادكامي در شناخت نيست .
عشق همانند پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له ميشودو اگر سست بگيري ميگريزد .
عشق چون ميوه است. ممكن است خوب به نظرآيد اما تا وقتي كه نرسيده آن را گاز نزن .
عشق چون ساعت شني است . با خالي شدن مغز، قلب پر ميشود .
عشق غلبه خيال بر خرد است .
مرد به كرات عشق ميورزد ، اما كم . ولي زن به ندرت ،اما بسيار .
مردها همواره ميخواهنداولين عشق يك زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقي است .
با عشق وشكيبائي چيزي ناممكن نيست .
عشق، قانون نمي شناسد ودوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است .
عشق ، معيارها را بهم مي ريزد و دوست داشتن برپايه ي معيارها بنا ميشود .
عشق ،ويران كردن خويشتن است و دوست داشتن ساختني عظيم .
عشق فوران مي كند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاري عظيم و دوست داشتن جاري ميشود چون رودخانه اي بر بستري با شيب نرم .
عشق ناگهان وناخواسته شعله ميكشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه مي گيرد .
عشق دق الباب نميكند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست .
سربزير نيست ،مطيع نيست ، عشق ديوار را باور نميكند، كوه را باور نميكند ، گرداب را باور نميكند، مرگ را حتي باور ندارد
پس مواظب عشقتان باشيد
جواد
برگي که از هر شاخه ميافتد
بوي خزان دارد
آنچه را که دارم نمی خواهم ببازم
،اما آنجا هم که هستم نمی خواهم بمانم.
آنانی را که دوست دارم نمی خواهم ترک کنم،
اما کسانی را هم که می شناسم نمی خواهم ببینم...
آن جا که زندگی می کنم نمی خواهم بمیرم،
اما آنجا که می میرم نمی خواهم بروم...
می خواهم جایی بمانم که هیچ گاه نبوده ام !!!
تويي آن مهربان بخشنده مولا == تويي برّ و تويي سرّ و تو والا
………
كه محروم از درت سائل نكردي == برون از عشق خود اين دل نكردي
………
هر ان كو آرزو كردي سرايت == نمودي زنده جانش از عطايت
………
به اين در، درگه آن دوستداران == بدين جا بار آن اميّداواران
………
فرود آيد كه باشد منزل عشق == به هر كشتي است اينجا ساحل عشق
………
همه درمان درد غمگساران == همه آمال روح بر قراران
………
در اين ميدان و در اين عرصه گاه است == كه او كلّ جهان را تكيه گاه است
………
لباس نا اميدي عار باشد == هر آن نوميد باشد خوار باشد
………
به نعمت هاي اعظم در شب و روز == بود ناچيز شكرم اي دل افروز
………
چه نعمت ها كه از لطف و ز احسان == برم كرده لباس نور ايمان
………
برابر با چنان اكرام يزدان == كه را قدرت بود گردد ثنا خوان
مجنون پای سگ رو بوسیدچرا؟
خلق گفتند این چه بود؟
گفت این سگ گاه گاهی
کوی لیلی رفته بود
**************************
دلم چون کودکان سرگرم بازی ست
همیشه در پی تصویر سازی ست
دلم گوید : حقیقت چشم یار است
تصاویر دگر طرحی مجازی ست
*****************************
آبادی بت خانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر ز پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
****************************
از مرگ حذر کردن دو روز روا نیست
روزی که قضا باشد ، روزی که قضا نیست
روز که قضا باشد کوشش نکند سود
روز که قضا نیست در او مرگ روا نیست
1- اعتماد سازي سالها بطول مي انجامد، اما ممكن است در عرض چند ثانيه از ميان برود.
2- در اين دنيا اهميت ندارد كه چه چيزهايي داريد، بلكه اين مهم است كه چه كسي را در زندگي خود داريد.
3- هنگامي كه خود را با ديگران مقايسه ميكنيد در واقع ارزش وجودي خود را زير سوال ميبريد. ما همگي افرادي بي همتا و منحصر بفرد ميباشيم.
4- شما ميتوانيد كاري را در يك لحظه انجام دهيد كه تا پايان عمر موجب پشيماني و اندوه شما گردد.
5- براي رسيدن به شخص آرماني و ايده آل خودتان به روندي مادام العمر نياز است.
6- با بهره گيري از فرصتهاست كه ما شجاعت را مي آموزيم.
7- يا بايد رفتار و نگرش خود را كنترل كنيد و يا آنكه تحت فرمان رفتار خود در خواهيد آمد.
8- ما نسبت به كرده خود مسئول ميباشيم، صرفنظر از اينكه چگونه آن را توجيه كنيم.
9- هر چقدر هم كه آغاز يك رابطه پر حرارت و عاشقانه باشد، علاقه و احساسات آتشين فرو خواهد نشست و بهتر است چيز ديگري جاي آن را بگيرد.
10- قهرمانان افرادي هستند كه عملي را كه ميبايست انجام پذيرد را انجام مي دهند، صرفنظر از پيامدهاي آن.
11- پول ابزاري نامناسب براي امتياز دهي ميباشد.
12- ميزان كمال و پختگي به نوع تجارب و ميزان درس گيري شما از آن تجارب بستگي دارد و نه به ميزان سن شما.
13- اين با خارج گشتن از محدوده آسايش است كه ما رشد ميكنيم.
14- هر مقدار هم كه دوست شما خوب باشد، بر خي اوقات احساسات شما را جريحه دار خواهد كرد، و شما بايد وي را مورد بخشش قرار دهيد.
15- اين تنها كافي نيست كه ديگران را مورد بخشش قرار دهيد، برخي اوقات شما خودتان را هم بايد ببخشيد.
16- هر اندازه هم كه قلب شما شكسته شده باشد، جهان براي اندوه شما از حركت نخواهد ايستاد.
17- پيشينه و شرايط شما قطعا در آنچه كه هستيد تاثير گذار بوده اند، اما شما در شكل گيري شخصيت آينده خود مسئول ميباشيد.
18- دو فرد ممكن است به يك چيز واحد و كاملا يكسان نگاه كنند و چيزهايي كاملا متفاوت ببينند.
19- كيفيت ارتباط برقرار كردن شما تعيين كننده كيفيت زندگي شما خواهد بود.
20- شما قادر هستيد به هر چه كه ميخواهيد برسيد، بشرط آنكه ايمان داشته باشيد كه استحقاق آن را داريد و وقت، انرژي و ذهن خود را وقف آن كنيد.
21- شما مي بايد اهداف خود را بر اساس خواسته هاي خود تعيين كنيد، و نه خواسته هاي ديگران.
22- زندگي در گذشته و آينده از زندگي امروز شما ميكاهد.
23- اگر تناسب اندام خود را حفظ نكنيد در دراز مدت تاوان آن را خواهيد پرداخت.
24- در هر كجا از عرصه زندگي كه شما براي آن انرژي صرف نميكنيد، زيان خواهد ديد.
25- شما قادر نميباشيد ديگران را وادار كنيد تا شما را دوست داشته باشند، تنها كاري كه ميتوانيد انجام دهيد آنست كه فردي دوست داشتني گرديد.
26- اگر شما از انتظارات و نيازهاي خود به ديگران چيزي نگوييد، تنها چيزهايي را كه آنها حدس ميزنند شما به آن نياز داريد را در اختيارتان قرار خواهند داد. و اين ممكن است با خواسته هاي شما بسيار متفاوت باشد.
مرو بمان كه دلم تنگ مي شود بي تو
نگاه پنجره بي رنگ مي شود بي تو
شبي كه خلوت من از حضور تو خاليست
صداي شب چه بي رنگ مي شود بي تو
تمام فاصله ها با تو مي شود نزديك
هميشه فاصله ها فرسنگ مي شود بي تو
نگاه سنگي من با تو نرم تر از آب
نگاه آب ولي سنگ مي شود بي تو
كنار وسعت شب يك ستاره زيبا نيست
براي من كه دلم تنگ مي شود بي تو

نيامدم كه بخواهم كنار من باشي
ميان اين همه بيگانه يار من باشي
دلم گرفته تر از بغض مهربان شماست
مباد آنكه شما غمگسار من باشي
تو اي ستاره وحشي كهكشان زادي
مخواه روي زمين بر مدار من باشي
من از اهالي عشقم نه از حوالي جبر
خطاست اينكه تو در اختيار من باشي
تو مي تواني از آن چشم هاي خورشيدي
دريچهاي به شب تار من باشي
هميشه كوه بمان تا هميشه نام تو را
صدا كنم كه مگر اعتبار من باشي

نویسنده :مهدی
يادته اولين لحظه ديدارقسم خورديم برای هم بشيم يار
وليکن تا شدم رام تو رفتی گذاشتی من و بادلم گرفتار
راضی شدی به مردن غرورم به يادتم اگر از تو دورم
به پات می افتادم چه عاجزانه، اشکای من می ريخت چه کودکانه
به پای وعده ی بی اعتبارت، نشسته اين دلم چه صادقانه
راضی شدی به مردن غرورم به يادتم اگر از تو دورم
من و تنها نزار رو قلبم پا نزار به ديدن دلم فقط بيا يک بار
خودم غربونيتم ياره جونجونيتم، ميانِ عاشقا من و نزار کنار
من اولين و آخرين خريدار عداتم هنوز هم عاشقه لحظه ديدارچشاتم
راضی نشو به مردن غرورم به يادتم اگر از تو دورم.......
کاش تو آن درخت سبزی بودی که با گشودن پنجره و دیدن تو دلشاد می شدم...اما نه در پاییز و زمستان درختان سبز نیستند. پس شاید تو را از یاد ببرم.
کاش تو آن آسمان آبی بودی که با دیدن تو به آرامش میرسیدم...اما نه آسمان گاهی ابری و دلگیر است.پس نمی خواهم تو را دلگیر ببینم.
کاش تو آن خورشید بودی که با نور خود به روحم گرما و روشنایی می بخشیدی...اما نه کاش تو آن گل یاس سفیدی بودی که با بوییدنش لبخند بر لبانم می نشست...اما نه گل یاس روزی پرپر می شود و تنها عطرش باقی می ماند.
پس بگذار آخرین آرزوهاییم را برایت بگویم کاش تو همان اتاق فیروزه ای من بودی که همیشه در کنارت باشم و همیشه در تو محبوس باشم - آنگاه هرگز تو را فراموش نخواهم کرد و همیشه عطر گل یاس سفید تو در اتاقم خواهد پیچید
حضرت ابراهیم (ع)
اولین کسی که شعر را به عربی سرود
حضرت آدم(ع)
اولین کسی که بر زمین شخم کاری کرد
حضرت آدم(ع)
اولین کسی که خانه کعبه را بنا نمود
حضرت ادریس (ع)
اولین واضع علم حساب
حضرت یحیی (ع)
اولین طفلی که شش ماهه بدنیا آمد و زنده ماند
حضرت سلیمان (ع)
اولین کسی که قبا پوشید
حضرت عیسی (ع)
اولین بشری که به آسمان صعود کرد
حضرت ابراهیم (ع)
اولین کسی که بر منبر رفت و خطبه خواند
حضرت آدم(ع)
اولین کسی که درهم چهار گوش ساخت
حضرت ابراهیم (ع)
اولین کسی که درراه خدا جهاد کرد
حضرت ابراهیم (ع)
اولین کسی که تیر و کمان ساخت
حضرت ادریس (ع)
اولین کسی که خط نوشت
حضرت آدم(ع)
اولین کسی که برایش قبر کنده شد و لحد تهیه گشت
حضرت نوح (ع)
اولین کسی که سگ را به نگهبانی وا داشت
حضرت نوح (ع)
اولین کسی که کشتی ساخت و بروی آب روانه کرد
حضرت ابراهیم (ع)
اولین کسی که پرچم بر افراشت
حضرت ابراهیم (ع)
اولین کسی که (الله اکبر )گفت
حضرت شعیب (ع)
اولین کسی که پیمانه و ترازو ساخت
حضرت داوود (ع)
اولین کسی که زره ساخت
حضرت سلیمان (ع)
اولین کسی که شکر تهیه کرد
حضرت موسی (ع)
اولین پیامبر در بنی اسرائیل
حضرت محمّد (ص)
اولین کسی که (لا حول و لاقوه بالله العلی العظیم) گفت
حضرت محمّد (ص)
اولین کسی که به ربّوبیت حق تعالی ایمان آورد
حضرت آدم(ع)
اولین کسی که روزه گرفت
حضرت سلیمان (ع)
اولین کسی که (بسم الله الرحمن الرحیم ) نوشت
حضرت نوح (ع)
اولین کسی که ساعتهای دوازده گانه را وضع کرد
حضرت آدم(ع)
اولین کسی که گریه کرد
حضرت ادریس (ع)
اولین کسی که وسایل جنگی ساخت
حضرت آدم(ع)
اولین کسی که حج بجا آورد
حضرت ادریس (ع)
اولین کسی که شهر بنا کرد
حضرت ابراهیم (ع)
اولین شخصی که در برابر بت پرستی قیام کرد
باردگر ناپس بشنو حرف دلم را كه من تحمل ميكنم تا به زندگي ام برسم
اين من هستم كه روزي به تو لبخندي نفرت انگيز خواهم زد
و خواهم گفت كه به عشقم رسيدم
خداوندا اميدم را از من نگير كه تنها او را عاشقانه ميپرستم
اي عشق شكنجه هايت را تحمل ميكنم فقط به خاطر اينكه
دوستش دارم
محال است كه از تو بگذرم
می گريزی ز من و
در طلبت
باز هم
کوشش
باطل دارم
مه تو بازشد
مستي ام از نامه ات آغازشد
نام خدازيور آن نامه بود
من چه بگويم كه چه هنگامه بود؟
بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا كه ببويم همه عطر تو را
سطربه سطرش همه دلداگيست
عطر جوانمردي وآزادگيست
عطر تو در نامه چها ميكند
غارت جان و دل ما ميكند
ازغم خود جان مرا كاستي
بار دگر حال مرا خواستي
بي تو چه گويم كه مرا حال نيست
مرغ دلم بي تو سبكبال نيست
هرچه كه خواندم دل تو تنگ بود
حال من و حال تو همرنگ بود
بي تو از اين خانه دل شاد رفت
رفتي و باز آمدن ازياد رفت
هركه سر انگشت به در مي زند
جان و دلم بهر تو پر ميزند
بي تو مراروز طلايي نبود
فاجعه بود اين كه جدايي نبود
چون به نگه نقش تو تصوير شد
اشك من از شوق سرازير شد
اشك كجا گريه باران كجا ؟
باده كجا نامه ياران كجا ؟
برسر هر واژه گلي ريختي
شوق و غمم را به هم آميختي
روح به هر واژه كه كاوش كند
عطر تو از نامه تراوش كند
عكس توونامه تو ديدنيست
بوسه ز نقش لب تو چيدنيست
هرچه نوشتي همه بوي تو داشت
بردل من مژده ز سوي تو داشت
هرسوخنت چون سخن يوسف است
بوي خوش پيرهن يوسف است
من ز غمت خسته كنعاني ام
بي تو گرفتار پريشاني ام
مهر تو چون باد بهاري بود
دردل من مهر تو جاري بود
نامه به من عشق سفر مي دهد
از سر كوي تو گذر مي دهد
نامه تو باده مرد افكنست
هر سخنت آفت هوش من است
جان و دلم مست جنون ميشود
تشنگي ام برتو فزون ميشود
نامه تو گرچه خوش و دلكشست
دردل هر واژه گل آتشست
حرف به حرف تو به هر نامه يي!
خواندم وديدم كه چه هنگامه يي
نامه تو قاصد دنياي عشق
بر دلم آموخت الفباي عشق
هرالفش قد مرا راست كرد
با دل من هرچه دلش خواست كرد
از ب ي تو بوسه گرفتم بسي
نامه نبوسيده به جز من كسي !
پ چون نوشتي دل من پر گرفت
آتش عشق تو به دل در گرفت
دال تو بردل غم دوري نهاد
صاد تو دل را به صبوري نهاد
سين تو سرمايه سود من است
سين همه ي بود ونبود من است
سوروسرورم همه از سين توست
سين اثر سينه سيمين توست
شين تو درخاطره شوق آورد
ذال تو ما را سر ذوق آورد
لام تو ياديست ز لبهاي تو
وان نمكين خنده زيباي تو
ميم بود شمه يي ازموي تو
زانكه معطر بود از بوي تو
نون تو ازناز حكايت كند
هاي تو از هجر شكايت كند
واوتو پيغام وصال آورد
جان ودل خسته به حال آورد
آزسخنت برتن من جان رسيد
حيف ازاين نامه به پايان رسيد
بوسه به امضاي تو بگذاشتم
ياد زماني كه تو را داشتم

- - - - - - - - - - - - -
بی تو هرگز نمیخوام به آرزوهام برسم
با تو عمری میتونم به هر چی میخوام برسم
با تو جون میگیرم....روی چشمام جاته...
همه ی عــشق من اون دو تا چشماته...
بی تو هرگز...با تو عمری...
راضی بشو به بودنم...بدون که عاشقت منم...
بی تو میمیرم...!! نمیدونی چی میکشم...از دست تو، تو همه ی دقایقم...!!!
ببین هنوز به عشق تو عاشقم و همون آدم سابقم...
بی تو من میمیرم.هی دلم میگیره... بی تو هر جا باشم همه جا دلگیره...
من هستم حتی به گاه انکار تو!
کتابی برگ برگم......
کدام صفحه مرا خوانده ای؟
هر ورق من دردی پنهان ....
بگو از من چه میدانی؟
نام من زن است!
با سر فصلی جاودانه....
مخدوش!
چرا بسنده میکنی؟
تنها به جلد زیبایم!
هر سطر من کتابی از نگفته هاست
نخوانده مرا بستی؟!
باورم کن..!منم سر فصل زن..!
در ذهن همیشه خفته ی هستی!
لب فروبسته ای که چه؟
هم قصه هم واژه هم آغاز منم!
دوباره بخوان مرا!
چنگی تازه بزن به روح آوازم٬
من واژه ای سر کشم٬
تو سن ترین کلام!
خشمی ترین پلنگ !
که هر برگ من درون خانه ای٬
نشسته دربیتی نظاره گرمرگ خویش
اما!
آنان هنوز در پی انکار منند!
کتابی برگ برگم..
سبز٬ سرخ٬ زرد!
سهم من این نیست باورکن
من چشمه ی جوشنده ی هستیم....
من ضربان لحظه لحظه زندگیم

به نام او که بهترین نام هاست
آه ،چه شبها که سکوت فراق
از پشت پرده های سیاه عیان می شد
چشم ستاره شد و نور ماه
درهم شد و محو شد و نهان می شد
گویی که آن سیاه آسمان
نسیم مست با او در مدارا بود
هنوز آنشب نگاه خسته ای
ببام خانه های شهر پیدا بود
افق خالیست اما من پر از از ابرم
درختی در کنار راه می روید
در ان سوی چشم انتظاریها
درختی در کنارم راه می پوید
امشب ستاره ها هم در من چکیده اند
امشب به سوی توست دست نیایشم
امشب به پارسایی تو دل نهاده ام
امشب صفای عشقم و گرمای آتشم
نام تو بر لوح قلبم نقش بسته است
این خاتم وجود من ارزانی تو باد
دانم اگر چه پیشکشی بی ارزش است
شعرم به پاس لطف تو
قربانی تو باد
دریاب مرا
دلم ،تا سطح کبود امواج آب شور خشم گرفته، تو را می طلبید
(( اما تو را نیافت ))
دلم تا آنجایی که ماه ،با گامهای سنگین و غمناک از آسمان بالا می رفت !.... رفت
(( اما تو را ندید))
پس کجایی ای عشق جاوید من
دریاب مرا..........

تورا گم كرده ام امروز و حالا لحظه هاي من گرفتار سكوتي سرد و سنگين
اند و چشمانم كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند نمي داني چه غمگين
اند عصاي دست پيري بود برايم دستهاي تو چراغ روشن شب بود برايم
چشمهاي تونمي دانم چه خواهد شد فقط بي تاب و دلگيرم كجاماندي كه
من بي توهزاران بار در هر لحظه مي ميرم
كاش به اشكهاي كودكانه ام رحم مي كردي
كاش توراز درونم را مي ديدي و سفر را فراموش مي كردي!!! كاش هنوز در
كنارم بودي و تو را در لحظه لحظه زندگي ام حس مي كردم
تا که بوديم نبود کسی کشت مارا غم بی همنفسی
تا که رفتيم همه يار شدند خفتيم و همه بيدار شدند
شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا
تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا
شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم
تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا
پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني
كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا
شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم
تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا
نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري
تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا
ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من
به وصل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا
براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري
براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا
شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد
تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا
صبور و ساده اي اما ،عميق و ژرف،عشق من
براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا
پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را
به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا
تو شيرين تر از آن هستي كه شادابيت كم گردد
و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا